تبلیغات
اجتماعی، علمی، روانشناسی - سلامت روان چیست و چگونه حاصل می‌ شود؟
.  با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطلب بدهید
یکشنبه 20 تیر 1389  10:13 ق.ظ
نوع مطلب: (روانشناسی ،علمی ،اطلاعات عمومی ،) توسط: soheil_n



روانشناسان می ‌گویند:
شادابی، نشاط، لذت بردن از زندگی و هدفمندی مستلزم داشتن شخصیت سالم است. 

محققان دانشكده پزشكی جان هایكینز در آمریكا در این باره خاطر نشان می‌ كنند كه از طریق آشنایی با معیارهای سلامت روان و تطابق آن با ویژگی‌ های شخصی، تعامل با دیگران و محیط اطراف می ‌توانیم تا حدودی عوامل آسیب ‌زا به شخصیت سالم را شناسایی كرده و با اصلاح آن ها برای بهره‌ مندی از یك شخصیت سالم تلاش كنیم.

به اعتقاد روانشناسان؛ سلامت روانی و جسمی، نیاز و خواسته ی همه انسان ها است و همه ی ما تلاش می ‌كنیم كه برای برقراری ارتباطات سالم، شخصیت ‌های سالمی در زندگی انسانی پیدا كنیم. اما آیا تا كنون به این نكته فكر كرده ‌اید كه از این حیث چه فردی از شخصیت سالم بهره‌ مند است؟

بر اساس مقاله منتشر شده در مجله علمی نیچر، " گوردن آلپورت " یكی از نخستین روانشناسانی بود كه توجه خود را به شخصیت سالم معطوف داشت.

از نظر آلپورت افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل می‌ كنند، از قید و بندهای گذشته آزاد هستند و از نیروهایی كه آن ها را هدایت می‌ كنند، كاملا آگاه هستند و می ‌توانند بر آن ها چیره شوند.

راهنمای اشخاص بالغ، زمان حال، ‌هدف‌ ها و انتظارهایی است كه از آینده دارند. جنبه ی اساسی و ریشه ‌ای شخصیت انسان را مقاصد سنجیده و آگاهانه، امیدها و آرزوهای وی تشكیل می ‌دهند. این اهداف در واقع انگیزه ی شخصیت سالم قرار می‌ گیرند و بهترین راهنما برای فهم رفتار كنونی انسان هستند. وجود انسان در حقیقت بر داشتن هدف‌ های دراز مدت استوار است و این فاكتور مهم، انسان را از حیوان، كودك را از سالمند و نیز در اكثر موارد، ‌شخصیت سالم را از بیمار متمایز می‌ كند.

این مقاله می ‌افزاید: از دیدگاه آلپورت، ‌انسان‌ های سالم نیاز مداومی به تنوع، ‌احساس و درگیری تازه دارند. كارهای روزمره و عادی را كنار می‌ گذارند و در جست و جوی تجربه‌ های تازه هستند. آن ها ماجراجو هستند و ‌خطر می‌ كنند و چیزهای تازه كشف می ‌كنند. همه ی این فعالیت‌ ها ایجاد تنش می ‌كند و در هر صورت تنها از راه تجربه ‌ها و خطرهای تنش زا است كه بشر می ‌تواند احساس بالندگی كند.

از نظر آلپورت، گسترش مفهوم خود، ارتباط صمیمانه خود با دیگران، امنیت عاطفی، ادارك واقع بینانه، مهارت ها و وظایف، عینیت بخشیدن به خود و فلسفه یگانه سازندگی، هفت معیار شخصیت سالم هستند.

ازسوی دیگر، " اریك فروم " یك روانشناس معروف و سرشناس دیگر معتقد است كه به سبب اهمیت نیروهای اجتماعی و فرهنگی برای درك یكایك اعضای جامعه، باید ساختار آن جامعه در گذشته و حال، تجزیه و تحلیل شود؛ بنابراین شناسایی ماهیت جامعه، كلید درك شخصیت متغیر انسان است.

شخصیت، خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگی دارد. فرهنگ مانع یا حامی رشد و تكامل مثبت انسان است. فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ می‌ داند. از نظر وی سلامت روان بستگی به این دارد كه جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد جامعه را برآورده می ‌كند، نه این كه فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار می‌ سازد. در نتیجه سلامت روان بیش از آن كه امری فردی باشد، یك مساله اجتماعی است. جامعه ی ناسالم در بین اعضای خود دشمنی، بدگمانی و بی ‌اعتمادی می ‌آفریند و مانع از رشد كامل آن ها می‌ شود. در مقابل جامعه ی سالم به اعضای خود امكان می ‌دهد كه به یكدیگر عشق بورزند، بارور، كارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عینیت خود را بارور و نیرومند سازند.

علاوه بر این، روانشناسان شناخت گرا بر این باور هستند كه شخص سالم، ‌رویدادهای محیط را با استفاده از روش هایی تعبیر و تفسیر می‌ كند كه به احساس خوب یا امیدواری می ‌انجامند و او را قادر می ‌سازند كه برای حل مسائل زندگی خود، مهارت های خاصی را به كار برد.

اما از سوی دیگر، آن چه نقطه نظر كارشناسان سازمان جهانی بهداشت است بدین مفهوم است كه ‌سلامتی نه فقط به فقدان بیماری و نقص عضو، بلكه به حالت رفاه كامل جسمی، روانی و اجتماعی اطلاق می ‌شود. به این ترتیب تعریف سلامت روانی به عنوان یكی از معیارهای تعیین كننده ی سلامت عمومی شناخته می ‌شود. فردی كه از سلامت روانی برخوردار است، ضمن احساس راحتی و آسایش قادر است در اجتماع به راحتی و بدون اشكال به فعالیت بپردازد و ویژگی‌ های شخصی وی در آن اجتماع، ‌موجب خشنودی و رضایت است. بر همین اساس سلامت روانی و بدنی لازم و ملزوم یكدیگر هستند.

متخصصان علوم تغذیه و پژوهشگران تناسب جسمی، بین سلامت روان و بدن با كیفیت تغذیه و میزان تحریك جسمی، ‌ارتباط معناداری را دریافته ‌اند.

مطالعات زیستی ـ شیمیایی مغز انسان نشان می ‌دهد كه سلامت روان و ذهن، احتمالا به منظم و متعادل بودن فعالیت های الكتروشیمیایی سلول های مغزی و دستگاه های عصبی بستگی دارد. البته باید گفت به سختی می ‌توان كسی را یافت كه همیشه متعادل، منطقی و آگاه به اعمال خود باشد. هر فرد در دوره‌ هایی از زندگی خود دارای ویژگی هایی از قبیل شیدایی، افسردگی، اجتماعی بودن، بیگانگی، ‌جست و خیز و انفعالی بودن است، بنابراین به شكلی رفتارهای غیرمنطقی را تجربه می‌ كند.

تفاوت رفتارهای عادی و غیرعادی یك امر درجه بندی شده است. بنابراین برای دسترسی به سلامت روانی باید بپذیریم كه در رفتار خود، آزادی انتخاب داریم و این آزادی را به كار ببریم و بدانیم كه مسوولیت انتخاب نیز با خودمان است. پس سلامت و عدم سلامت روانی به مقدار زیادی ناشی از تجارب موفق و ناموفق در دوران تحصیلی و واكنش های معلمان و والدین نسبت به این تجارب است.

زمانی كه شخصیت كودك شكل نگرفته، سال های نخست زندگی تحصیلی خود را آغاز می ‌كند، ‌در مسیر رشد و بالندگی قرار می ‌گیرد و در طول بهترین سال های عمر خود ‌با عوامل مختلف موثر بر تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی به كنش متقابل می ‌پردازد كه نتیجه‌ اش همان چیزی است كه به صورت یك نوجوان و جوان به جامعه تحویل داده می ‌شود. حال چنان چه این فرد به ویژگی‌ ها و خصایص شخصیت سالم آشنا و در جهت كسب آن ها تلاش كند، زندگی‌ سرشار از امید، شادی، ‌آرامش و همراه با موفقیت خواهد داشت. 


آخرین پست ها
دریافت کد ابزار آنلاین