تبلیغات
اجتماعی، علمی، روانشناسی - ماهیت عشق و دوست داشتن چیست؟
.  با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطلب بدهید
چهارشنبه 8 دی 1389  01:09 ق.ظ


1-عشق عارضه ایست روان تنی مرتبط با سن و پدیده ای مرتبط با رفتارهای جنسی و یا اندازه ترشح هورمون های درون ریز است. آدمی از 15 تا حدود 30 سالگی بسیار برای عاشقی مستعد است درست از بلوغ جنسی و رشد كامل قد تا سنی كه دیگر در رده بزرگسالان جای می گیرد. از 30 تا 40 سالگی یعنی به عبارتی در سن بلوغ عقلی احتمال بروز رفتارهای عاشقانه با افتی ناگهانی مواجه می گردد و از سن 40 تا سن پیری كمتر شنیده ایم یا دیده ایم كه زنی یا مردی با عشقی رومانتیك دسته و پنجه نرم كند .

2- وقتی سرما می خوریم نشانه اصلی آن آبریزش بینی ،گرفتن گلو و بی حالی ست اما این ها علت سرما خوردگی نیستند علت سرما خوردگی یک ویروس است در عشق نیز علت آن "حس جنسی"و "حس تملک "است اما" توهم" و "کوری عقل " پدیدار عشق و صفات اصلی آنند. وقتی شما شخصی را می بینید که کسی را می پرستد و درباره اش دچار توهم است و غیر عقلانی او را می ستاید و آرزوی وصل او را دارد و او را بی زمان و بی مکان برای خود می خواهد با یک عاشق روبرویید.



شخص ،ناگهان دختر زیبایی را می بیند که به شدت حس جنسی اش را تحریک می کند و او را مجذوب می کند با دختر آشنا می شود و هرگز حاضر نیست او را از دست بدهد و می خواهد همیشه و همه جا مالک او باشد.این یعنی جوشش بی زمان و مکان حس تملک و غریزه جنسی که قبلا آن را تجربه نکرده بود .حالش بد است اضطراب دارد بی قرار است خیالبافی می کند کم خواب شده عصبی ست بی منطق شده و فقط می خواهد به او فکر کند وبا صرف هر آنچه که به عنوان جان و مال و حیثیت در چنته دارد به او برسد فقط و فقط. و به قول شوپنهاور تبدیل به اراده کور معطوف به معشوق می شود.
برای همین است که صفت مجنون را در وصف عاشق به کار می برند.مجنون یعنی جن زده و رفتار عاشق شبیه به یک جن زده است گویی مسخ شده و عقلش را از دست داده است.
3- عاشق به شكل یك عقل گریز خود را نشان می دهد. می دانیم كه عقل چیزی است ما را به حیوان شرف و برتری می دهد.و از اینجا نحوست آغاز می شود.معشوق پر از عیب و ایراد است و عاشق جز حسن چیزی در او نمی بیند(چو بر دیده مجنون نشینی .در رخ لیلی به جز خوبی نبینی) این 1- كوری

2- توهم ایده آل بودن بلایی سخت است و از مشخصات بارز عشق است..من كوهنوردانی را دیدم كه قصد داشتند از جایی سخت بگذرند به آنها گفتم این دیگر چه ورزشی است كه خطر مرگ بالایی بهمراه دارد یكی از آنها گفت این عشق است ورزش نیست درست چند روز بعد خبر سقوط یكی از آنها رسید. درست می گفت : كار عشق بود زیرا كار عقل سنجش شرایط به نفع جان است و كار عشق احتمالا رسیدن به مقصد به قیمت جان .(به تیغم گر زنی منت پذیرم ماه من!)

4- عاشقان بر سر اینکه بیماری کدامیک حقیقی تر است جدل می کنند!یکی می گوید عشق من حقیقی ست دیگری می گوید نه عشق تو هوس است ،عشق من حقیقی ست!عاشقی را افتخار می دانند به عبارتی عشق تنها بیماری دنیاست که عاشق به آن افتخار می کند زیرا توهم اینکه عاشق کسی شده اند که به معنای تمام ارزش های انسانی و جنسی است به راستی زیبا و شادی بخش است و درست زمانی که به هر دلیلی نتوانستند به معشوق خود برسند یا زمانی که به معشوق خود رسیدند و دست یافتند دست به انکار معشوق و حتی دست به انکار زمین و آسمان می زنند.این ذات انسان است وقتی نتواند بسازد خراب می کند.این حرف یعنی اینکه عشاق به اقتضای حال و هوایشان چیزهایی می گویند مثل یک آدم مست یا خمار اما در گفته هایشان حقیقتی که درباره اش فکر کرده باشند وجود ندارند.لحظاتی که عاشقان برای روانشناس از عشق خود می گویند از ملال آور ترین لحظه هاست زیرا الگوی نظرات همه آن ها یکی ست: او تجلی زندگی است و من بدون او تجلی مرگ.

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین میکند و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،بی انتها و مطلق

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق بینایی را میگیرد
دوست داشتن بینایی میدهد

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و میخواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست





بین کسی که عاشق شده است و کسی که تنها شخصی را دوست دارد تفا وتهایی است . نکات زیر به شما کمک خواهد کرد تا این تفا وتها را درک کنید.
1- هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تبش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهید شد اما هنگامی که کسی را می بینید که آنرا دوست دارید احساس سرور و خوشحالی می کنید.

2- هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیکن هنگامی که کسی را دوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا) است.

3- وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه می کنید خجالت می کشید ولیکن هنگامی که به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد.

4- وقتی در کنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه که در ذهن دارید بیان کنید اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آن را دارید.

5- در مواجه شدن با کسی که عاشقش هستید خجالت می کشید و یا حتی دست و بای خود را گم می کنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحتتر بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت.

6- شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید (زل بزنید)اما می توانید در حالی که لبخند ی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی که دوستش دارید نگاه کنید.

7- وقتی معشوقه شما گریه میکند شما نیز گریه خواهید کرد و اما در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر آرام کردن او میکنید.

8- احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما در درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه بصورت کلامی ).

9- شما می توانید یک رابطه دوستی را بایان دهید اما هرگز نمی توانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگراینکار را بکنید - عشق همانند قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.




عناصر عشق:
برای ارزیابی شدت نسبی  عشق می توانید از تفسیر های زیر کمک بگیرید تا بدانید که معشوق خود را چقدر دوست دارید:

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------


فقدان عشق: در این نوع رابطه هیچ یک از عناصر عشق و جود ندارد.این رابطه را در زندگی روزانه با مردم عادی داریم . اگر احساستان درباره معشوقتان از این نوع باشد می توان گفت رابطه تان در معرض خطر است.


همدلی: این احساس زمانی دست می دهد که هوس و تعهد به مقدار کم حضور داشته باشند . اما صمیمیت در حد بالایی باشد . این احساس رامعمولا در مورد دوستان صمیمی داریم.


وسوسه یا شور و شوق: از ویژگی های روابطی است که در آنها هوس شدید است اما صمیمیت و تعهد در سطح ضعیفی قرار دارند.


عشق خالی: زمانی احساس می شود که تعهد قوی باشد اما هوس و صمیمیت در سطح پایینی قرار گیرند.


عشق رمانتیک: هوس و صمیمیت شدید است اما به اندازه کافی زندگی مشترک یا تجربه مشترک ندارند تا متقابلا احساس تعهد کنند.


عشق عاطفی: صمیمیت و تعهد شدید است اما هوس ضعیف.


عشق ساده لوحانه: هوس و تعهد بالاست اما صمیمیت ضعیف است .در زوجهایی دیده می شود که یک عنصر مشترک قوی دارند و به همین دلیل تصمیممی گیرند ازدواج کنند حتی اگر یکدیگر را نشناسند . آنها پس از آنکه نسبت به هم متعهد می شوند احساس صمیمیت می کنند . گاهی هم احساس می کنند همدیگر را دوست ندارند.


عشق آرمانی: این عشق کامل سه عنصر را به طور سخاوتمندانه در خود دارد .همانطور که اشترنبرگ می گوید : رسیدن به این مرحله خیلی آسانتر از نگهداشتن آن است . "ایا می توانید عشق آرمانی داشته باشید شما و همسرتان؟!


آخرین پست ها
دریافت کد ابزار آنلاین